جایی برای مرور زندگی

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مطالعه» ثبت شده است

در مورد توجه و تمرکز و معرفی یک کتاب

در تعریف توجه از سخنان دکتر هلاکویی استفاده می‌کنم. ایشون می‌گن که توجه همان انرژی درون مغزه.

این انرژی میتونه در مسیری شارش پیدا کنه.

ما خیلی وقت‌ها این کار رو به صورت ناخودآگاه انجام می‌دیم. و در واقع توجهمون رو که مقدار محدودی هم هست رو به کارهای مختلف تخصیص می‌دیم. در هر لحظه ممکنه به چندین عامل توجه داشته باشیم. ممکنه به چند وظیفگی مبتلا باشیم و از این کار هم حس خوب پروداکتیو بودن بالا داشته باشیم. میگم مبتلا چون چند وظیفگی یا انجام دادن چندیدن کار به صورت همزمان می‌تونه به شکل گول زننده ای به ما احساس فعالیت بیشتر بده.

دقت کنین که انجام جندین کار به صورت همزمان با پیش بردن چندین کار متفاوته. در حالت دوم ما چندین کار رو داریم باهم پیش می‌بریم اما نه اینکه در یک زمان همه اوها رو باهم در فکر داشته باشیم.

بذارید یه مثال جالب بزنم براتون.

در ابزارهایی الکترونیکی مثل گوشی یا کامپیوتر که استفاده می‌کنیم حالت چند وظیفگی رو مشاهده می‌کنیم. ظاهر: گوشی در آن واحد دو یا یه برنامه و موضوع رو داره باهم پردازش می‌کنه. ما ممکنه ساده انگارارنه بگیم خب ذهن ما هم یک کامپیوتره دیگه. اما ... چیزی که در باطن در پردازنده های این دستگاه ها در حال انجامه اینطور نیست. در این دستگاه ها هم در هر لحظه فقط یک برنامه در حال پردازشه. ولی اتفاقی که می‌افته اینه که این فرایند ها با سرعت بسیار بالایی مدام جابجا می‌شود. سرعت این پردازش ها و جابجایی آنها بقدری بالاست که ما احساس میکنیم همه دستورات برنامه ها با هم در حال اجراست.

یک راه حل خوب به جای اینکه چندین کار رو به صورت همزمان انجام بدیم اینه که در مقاطعی روی کارهای مختلفی تمرکز کنیم. درست مثل کاری که پردازنده کامپیوتر انجام میده اما نه طوری که اون انجام می‌ده! ما انسانیم.

نکته مهم در این مورد اینه که این موضوع خیلی به شخص‌ما مربوطه. پس توصیه می‌کنم نه به این موضوع و حرفا توجه کنین و نه جدی بگیرید. ما باید با تجربه مدل خودمون رو بدست بیاریم. جای تجربه می‌شه لغت خودشناسی رو هم گذاشت.

در مورد توجه و تمرکز گفتم تا به این بهانه کتابی که به نتازگی در حال مطالعه هستم معرفی کنم.

این کتاب اولین کتاب از نوع آنلاینه که دارم میخونم و بیشتر از جنس یادداشت های وبلاگیه یه نویسندست.

آشنایی من با این کتاب بواسطه وبلاگ فواد انصاری عزیز بود. فواد و جمعی از دوستان این کتاب رو به صورت گروهی ترجمه کردند و در قالب یک وبسایت کتابی بر روی اینترنت قرار دادند.

عنوان این کتاب «تمرکز» است و حاصل یادداشت‌های آقای لئو بابوتا است.

لئو بابوتا در این کتاب از بلایی که دامنگیر ما شده است صحبت می‌کند. از به فنا رفتن توجه و تمرکز ما در زندگی و متعاقب با آن کاهش خلاقیت و خلق و ایجاد کردن است.

تا اینجایی که کتاب را خوندم بابوتا به اصل جداسازی کارها از همدیگر خیلی اهمیت می‌ده. برام مفید بوده و حرفهایی رو زده که احساس می‌کنم خیلی از ما در زندگی شلوغ روزمره مون لازمه یک بار هم که شده مدتی بهش فکر کنیم.

شاید این فکر کردن کمک کنه تا تغییری رو در کارهامون لازم بدونیم.

من که در حین خوندن این کتاب دارم یادداشت هم بر می‌دارم تا بعدا بتونم کتاب رو خلاصه کنم. اگر چه کتاب همینطوری هم حجم زیادی نداره. فعلا که دارم روی نرم‌افزار پاکت این کتاب رو مطالعه می‌کنم. و پیشنهاد میکنم حتی اگر وقت ندارید این کتاب رو کامل بخونید دو سه بخش اولش رو حتما یه نگاه بندازید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد مقیسه

روش دکتر هلاکویی برای خواندن و فهمیدن بهتر یک کتاب

این روش را از دکتر هلاکویی وقتی داشتم فایل سمینارشون با عنوان «اگر جوان بودم» را گوش می‌دادم یاد گرفتم و در اولین قدم روی کتابی که در حال خوندنش بودم یعنی انسان در جستجوی معنی نوشته دکتر فرانکل پیاده کردم. الان بنظرم نسبت به کتابهای قبلی که خوندم مطالب کتاب بهتر یادم هست و کمی بهتر می‌تونم راجع به موضوعاتش حرف بزنم. اما روش به چه صورت هست.

برای اینکار به یک دفتر و یک قلم نیاز داریم.

هنگام خوندن کتاب به جملاتی میرسیم که در واقع بخشی از اسکلت کتاب و مفاهیم مهمی موضوعی که نویسنده داره راجع بهش حرف می‌زنه هستند. مهمترین نکات کتاب هستند. ما باید در هنگام خوندن کتاب این جملات کتاب رو پیدا کنیم و زیرشون خط بکشیم.

بعد از این که کتاب تموم شد حالا به سراغ دفتر می‌ریم و اون نکاتی رو که زیرش خط کشیده بودیم رو روی اون می‌نویسیم.

حالا هر وقت که بخوایم مطالب کتاب رو بیاد بیاریم سراغ این دفتر میریم و در چند دقیقه با خوندن اون نوشته ها که اسکلتی از مفاهیم کتاب هستند دوباره کتاب رو مرور می‌کنیم.

اگر بخوام به صورت مرحله‌ای و خلاصه بگم:

1- یافتن مفاهیم مهم و کلیدی و خط کشیدن زیرشون

2- رونویسی از مطالبی که زیرش خط کسیدیم

3- مرور در یک زمان دیگر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد مقیسه

جیبی آنلاین برای آنچه میخواهید بعدا بخوانید - معرفی نرم افزار Pocket

pocket app
شاید برایتان پیش آمده باشد که در وب گردی ها و دور زدن های انلاین و شبکه های اجتماعی مطلبی را ببینید و دلتان بخواهد آن را بخوانید اما آن موقع حالش را نداشته باشید، آمادگی فکری برای مطالعه آن را نداشته باشید، وقت خواندنش را نداشته باشید و یا در حال انجام کار دیگری باشید و در کل به این نتیجه برسید که مطلب خوبی است و باید سر فرصت حتما آن را بخوانم اما الان وقتش نیست.
ما معمولا کار های متفاوتی میکنیم. بوک مارک کردن کار خوبی هست. ذخیره کردن آدرس صفحه هم همینطور. یا یادداشت گذاشتن که بعدا آن را بخوانیم. اما چه میشد اگر جیبی داشتید که میشد این صفحات را در آن بگذارید؟ جیبی با ظرفیت بسیار بالا. جیبی بدون نیاز به اینترنت :)
نرم افزار پاکت Pocket کارش همین است. این نرم افزار از ما میخواهد تا نگهداری این صفحات مورد علاقه را به او بسپاریم. آن ها را نگه میدارد تا بعدا به سراغشان برویم.
اما پاکت فقط همین کار را انجام نمیدهد.یکی از قبلیت های خوب این نرم افزار این است صفحات آنلاین را از قالب صفحات سایت خارج میکند و آن را به شکل دلپذیری در می‌آورد. چیزی شبیه نرم افزارهای کتابخوان. یعنی میتوانید انواع تم ها و شخصی سازی‌ها را روی آن پیاده کنید تا خواندن برایتان دلپذیر باشد. ضمن اینکه با ساده سازی صفحات تمرکز ما را در خواندن افزایش میدهد.
از خوبی های دیگر Pocket امکانات ابری آن است. شما میتوانید بر روی انواع وسائل آن را باز کنید و صفحاتی را که مثلا در کامپیوتر به آن افزوده اید را روی گوشی یا تبلت بخوانید.
میتوانید صفحاتی را که ذخیره کرده اید با دیگر کاربران پاکت به اشتراک بگذارید.
برای خواندن صفحات ذخیره شده در پاکت نیاز به اینترنت نیست. با اتصال به اینترنت نرم افزار با دیگر دستگاه هایی که این اپ را روی آن داریم همگام سازی شده و صفحات را دریافت میکند و بعد برای خواندن دیگر احتیاجی به اتصال نیست و در یک فضای آفلاین کارش را انجام میدهد.
اگر در کامپیوتر از مرورگر موزیلا استفاده میکنید حتما در بروزرسانی های اخیر آن متوجه اضافه شدن یک آیتم کوچک زیبا در قسمت آدرس بار مرورگر شده باشید. راستش مقدمه آشنایی من با Pocket از همین جا بود.
pocket app
حالا صفحات را به کمک آن و با یک کلیک ذخیره و در سر فرصت روی گوشی یا کامپیوتر می‌خوانمش.
بنظرم برای فردی که از محیط آنلاین برای فعالیت هایی غیر از وقت گذراندن و سرگرمی استفاده میکند یکی از ابزار های کار راه بندازو لازم است.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد مقیسه

چه جور کتابخوانی نباید شد؟

چه جور کتابخوانی باید شد؟ این سوالیه که گاهی بهش فکر می‌کنم.
هدف ما از کتاب خوندن چیه؟ میخونیم برای گذراندن وقت یا برای دیدن دنیا از یه زاویه دیگه؟ یا میخونیم که مفاهیم جدیدی که قبلا بهشون فکر نکرده بودیم جلو چشممون قابل دیدن بشن یا چشممون به اصطلاح باز بشه؟ شاید کتاب میخونیم تا کلمات آمادمون رو بیشتر کنیم تا برای حرافی هامون استفاده کنیم، با مهارت بیشتری حرف بزنیم. شاید دوست داریم یک قصه گو بشیم؟ شاید هم مجبوریم و باید برای گرفتن نمره نگاهی بهش بندازیم؟ شاید میخونیم تا بیشتر بفهمیم و به شعور بیشتری دست پیدا کنیم؟ بیشتر بدونیم و بیشتر بتونیم.
اما یک جور دیگه هم میشه این سوال رو پرسید؟ چجور کتابخوانی نباید شد؟
حالا جواب دادن راحت تر می‌شه.
من دوست ندارم مثل اون فرد کتاب خوانی بشم که تو اتوبوس جلوم نشسته بود و وقتی کتاب شریعتی رو تو دستم دید و من هم کتاب تاریخی توی دستش رو دیدم شروع کرد به گفتن از یهود تا اسلام و آیین مهر، از متفکران از میرزا خان کرمانی، احمد کسروی و علی دشتی و خیلی‌های دیگه که یادم نیست. و من همه تلاشم این باشه تا لای حرفهاش حداقل یک چیز بدرد بخور پیدا کنم و آخر هم موفق نشم.
من دوست ندارم از آن کتابخوان هایی شوم که با خواندن فقط میخواهند منبر نشین بهتری شوند. از آن هایی که وقتی با آن ها حرف میزنی گفتگو نمی‌کنی. بلکه یک صحبت یکطرفه است. واقعا چقدر از این آدم های بیخود خوشم نمی‌آید. فردی که وسط گفتگو به طرف مقابلش اجازه حرف زدن ندهد همان بهتر که وسط حرف زدنش از جا برخیزی و در جهت مخالف شروع به حرکت کنی!
من دوست ندارم از آن کتابخوان هایی شوم که در نان شب خود مانده اند. اینجور آدم ها بنظرم کتاب خواندن را نه برای افزایش توانایی هایشان بلکه برای فراموشی از وضع حالشان می‌خوانند. این جور آدم ها اولویت زندگی‌شان را نمی‌دانند. من اگر در چنین حالتی قرار بگیرم اول سعی میکنم حداقل خرج خودم را دربیاورم و بعد و یا در حینش به خواندن فکر کنم.
و در آخر دوست ندارم جزو آن دسته باشم که کتابی را میخوانم و بعدش آن کتاب تاثیری هر چند کوچک بر زندگی و فکر من نداشته باشد و در اعمالم، حرف‌هایم و طرز فکرم نتوان آثاری از آن را دید.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمد مقیسه

شیبِ ست گادین: یک کتاب شلوغ ولی با یک ایده‌ی مهم


نام ست گادین، کتابها و وبلاگ ست گادین را در وبلاگ دوستان متممی چندین بار شنیده بودم. یکی دیگر از کتاب های شناخته شده ی این نویسنده کتاب گاو بنفش است.
حوزه فعالیت ست گادین در زمینه ی بازاریابی و فروش است. گادین یکی از شناخته شده ترین وبنویسان در این زمینه است. فردی پر از ایده و حرف. شاید جالب باشد که بدانید چیزی حدود 12 سال است که مطلب می‌نویسد و ایده هایش را به صورت رایگان روی وب قرار می‌دهد. گادین سری تراشیده و چهره ای شنگول دارد :) و با این نشانه ها مگر می‌شود او را از یاد برد؟؟

کتاب شیب اولین کتابی است که از این نویسنده خواندم. راستش از ترجمه ی سخت آن باید گفت که گاهی متن را میخواندم و بسختی برایم قابل فهم بود. خصوصا که در شلوغی و تمرکز کم آن را خواندم. کتاب پر از حرفهای انگیزشی ولی مفید بود.
بنظرم این کتاب را باید گرفت خواند و آن را چلاند تا به شیره ی آن رسید. شیره ای بسیار ارزشمند که به جای اینکه به ما مفهومی را آموزش دهد میخواهد بگوید: من با بینشت کار دارم. آیا تا بحال اینگونه فکر میکرده ای؟ بسیار خب. حالا از این زاویه به قضیه نگاه کن. و به ما میفهماند که این دید چقدر میتواند اتفاقات را در مسیر تلاش برای رسیدن به چیزی معنادار کند.
بنظرم این کتاب نگاه ما به شکست، سختی های مسیر، درستی مسیر را اصلاح میکند. به ما میگوید ول کردن کار نه تنها بد نیست که بسیار کار خوب و استراتژیکی هم هست به شرط آن که بدانیم کجا باید آن را رها و کجا نباید بکنیم.
و برای من قسمت فوق العاده اش نشان دادن کوشش بیهوده و تلاش معنادار بود. و این مفاهیم را به صورت سه شکل متفاوت از سطح شبیدار به ما نشان میداد.

شیب
بنبست

پرتگاه

و کار ما باید این باشد که این سه را بتوانیم در کارهایمان تشخیص دهیم. سیگار کشیدن قطعا پرتگاه خواهد بود چرا که در نهایت ضمن دادن پاداش روانی به ما با یک بیماری ریوی ما را به قعر خواهد برد.
کار کردن در جایی که میدانی در ده سال آینده هم همینجا خواهی بود و همین کارها را خواهی کرد یک بنبست است.
و شیب چیزی است که ما باید دنبالش بگردیم. شیب مناسب خود را پیدا کنیم و از آن بالا برویم. و این جاست که میزان این شیب و تلاش ما در آن شیب میتواند ما را به بهترین تبدیل کند.
همه ما باید فرق این سه حالت را در بدانیم و بتوانیم آن ها را در کارهایمان تشخیص دهیم.

بعدا درباره این کتاب باز هم خواهم گفت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد مقیسه