جایی برای مرور زندگی

۳ مطلب با موضوع «قاب لحظات» ثبت شده است

دانشکده کشاورزی، لذت کشف نقطه‌ی کور

اگر کرج رو بشناسید و یا اگر برای رفتن به جاده چالوس از پل فردیس و از کنار پارک چمران عبور کرده باشید متوجه درختان بسیار بلند پارک چمران و در آن طرف درختان دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران می‌شید. درختانی بزرگ و قطور که نمای زیبایی را ایجاد کرده اند.
برای پیاده روی زیاد به پارک چمران میرم. اونجا یک محیطه خوبه برای عوض کردن حال و هوا و گردش های خانوادگی. اما دانشکده ی کشاورزی همیشه برام مکان جالب و همینطور عجیبی بود و  ازون جاهایی که نمیتونی حدس بزنی داخلش چه شکلی میتونه باشه. بیش از صدها بار از شمال و جنوب و شرق و غرب این مکان گذشتم اما تابحال نشده بود که بتونم واردش بشم. دانشکده کشاورزی تو زمینی بیشتر از چند ده هزار متر مربع منطقه ی نسبتا بزرگی از کرج رو بخودش اختصاص داده.
دیروز صبح یک پیامک اومد که سمینار ... ساعت 17-19 سالن همایش شهدای دانشکده کشاورزی. فرصتی پیدا شد تا بتونم داخل دانشکده رو ببینم. رفتم و بعد از سمینار حدود یکی دوساعتی توی محیط دانشکده پرسه زدم.
خود اون سمینار جالب بود و در مورد دستگاهی بود که یه زن و شوهر اختراع کردند. دستگاهی که میتونه روی تمرکز بیشتر به افراد کمک کنه. اونجا بود که یه کتاب دیگه هم که خیلی تعریفش رو شنیده بودم برای فروش گذاشته بودن دیدم و با تخفیف گرفتم. کتاب شیب نوشته ی ست گادین. ست گادین یکی از اون ادمهاییه که تو لیستم دارم که باید خودش و تفکراتش رو بهتر بشناسم.
اما برگردم سر محیط دانشکده، داخلش همون قدری که فکر میکردم زیبا و شگفت انگیز بود.
چند تا عکس گرفتم که شمارو به دیدنشون دعوت می‌کنم. کتابخونه هم رفتم اما متاسفانه تعطیل شده بود. یه عکس یادگاری هم تو کافی شاپ دانشکده گرفتم. جای خیلی قشنگیه. بیشتر از اون شاید همون کشف یه نقطه کور و حل شدن یه مسئله بود که حس خوبی به من داد.
دانشکده کشاورزی کرج

دانشکده کشاورزی کرج

دانشکده کشاورزی کرج

محمد مقیسه

دانشکده کشاورزی کرج
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد مقیسه

شب های میدان انقلاب

tehran university - enghelab

دوسه روز پیش برای اولین بار بود که گذرم توی شب به میدان انقلاب ‌افتاد. تصویری که از انقلاب تو ذهنم داشتم یه تصویر روشن روز که صبحا برای رسیدن به دانشکده اون مسیرو طی می‌کردم و غروب ها موقع برگشت به کرج می‌آمدم بود. هوا تاریک شده بود اون منطقه حس خیلی خوبی بهم می‌داد یه عالمه آدم که دنبال کار خودشون در تکاپو ان و کتابفروشی ها و دکه های کنار خیابون که سر رسیدای رنگ و وارنگ توش زیاد بود و دست فروش های کنار خیابون و جنسای ارزون و جالب همش از جذابیت های انقلابه که جای دیگه پیدا کردنش کمی سخت و متفاوت تره. شب اونجا یه دنیای دیگست لااقل برای من که تا حالا اونشکلیش رو ندیده بودم اینطوری بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد مقیسه

طلوع آفتاب مترو

مترو کرج


 این عکس برام یادآور دوران کارشناسیه، سه چهار روز در هفته ساعت هشت توی دانشکده مدیریت دانشگاه ایران کلاس داشتیم و باید قبل از طلوع افتاب توی مترو می‌بودم تا به موقع سر کلاس برسم. دیگه اون کلاسا در کار نیست ولی گاهی مثل چند روز پیش ، پیش میاد که صبح زود توی مترو کرج باشم. این عکس رو هم توی محوطه مترو گرفتم، لحظه طلوع آفتابه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد مقیسه